دفترچه عزیزم،
بعضی روزها، آفتاب از درون آدم طلوع میکنه و چشم رو میزنه! امروز از همون روزها بود.
برای همین تصمیم گرفتم عینک آفتابیهام رو بزنم. نه برای اینکه آفتاب بود (که نبود)، بلکه برای اینکه “مود” امروز اینطوری بود. یه مودِ “لطفا زیاد به من نزدیک نشوید، دارم خونسردیام رو حفظ میکنم.”
انگار این عینکها یه سپر نامرئیان. آدمها رو میبینی، ولی لازم نیست حتماً واکنشی نشون بدی. میتونی تو دنیای خودت باشی، آهنگت رو گوش بدی و با یه قیافهی جدی و مرموز، به شلوغیِ دنیا پوزخند بزنی.
امروز، من اون آدمِ خونسردِ توی فیلمها بودم. حداقل… پشت این عینکها که اینطور حس میکردم!