سرآشپزِ حالِ خوب

دفترچه عزیزم،

بعضی روزها آدم حس می‌کند باید چیزی را “هم بزند”. نه که اوضاع بد باشد، نه… فقط برای اینکه همه‌چیز یکنواخت شده و دارد ته‌نشین می‌شود.

امروز از همان روزها بود. کلاهِ سرآشپزِ خیالی‌ام را گذاشتم سرم و همزن را برداشتم. امروز نوبتِ “هم زدنِ” روزمرگی بود.

تصمیم گرفتم دستورِ پختِ یک حالِ خوبِ جدید را امتحان کنم: کمی انگیزه، با دو قاشق آرامش، و یک عالمه لبخندِ ریز. امروز، من سرآشپزِ دنیای کوچکِ خودم بودم و داشتم “شادی” را هم می‌زدم تا پُف کند!

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا