یک جرعه آرامش

دفترچه عزیزم،

بعضی روزها، تمام چیزی که آدم برای شروع (یا ادامه) نیاز دارد، دقیقاً همین است. یک فنجانِ داغ که بخارِ بلند شده از آن، صورت آدم را نوازش کند.

امروز از همان روزها بود. روزی که چشم‌هایم نیمه‌باز بود و لبخندم، فقط مدیونِ عطری بود که در دستانم پیچیده بود. انگار تمامِ خستگیِ دنیا را در این فنجان ریخته باشی و در عوض، گرما و آرامش تحویل بگیری.

نیازی به عجله نیست. فعلاً، من و این فنجان، در مهم‌ترین جلسه‌ی روز هستیم. جلسه‌ی “چطور آرام بمانیم”.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا