گرمایِ کوچکِ امروز

دفترچه عزیزم،

بعضی روزها، شادی نه یک اتفاق بزرگ، بلکه یک حسِ کوچک و گرم است که در دستانت جا می‌گیرد.

امروز از همان روزها بود. روزی که انگار یک قلبِ کوچکِ درخشان را در دستانم پیدا کردم. نه می‌دانستم از کجا آمده، و نه می‌خواستم بپرسم. فقط آنجا بود؛ می‌درخشید و یک گرمایِ لطیف و آرامش‌بخش داشت.

تمام روز، با لبخندی که کسی دلیلش را نمی‌دانست، مراقبِ این نورِ کوچک بودم. گاهی، تمام چیزی که برای خوب بودنِ حالت نیاز داری، همین “قلبِ” روشنی‌ست که درونت (یا در دستانت) نگه داشته‌ای.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا