یک بوسه‌ی بال‌دار

دفترچه عزیزم،

امروز، دنیا با تمام سرعتش دورِ سرم می‌چرخید. درست همان لحظه‌ای که داشتم در شلوغیِ فکرهایم گم می‌شدم، یک اتفاقِ کوچک و سبک، همه‌چیز را متوقف کرد.

یک پروانه… آرام آمد و روی نوکِ بینی‌ام نشست. انگار که می‌خواست بگوید: “هی! یک لحظه نفس بکش.”

برای چند ثانیه، جرات نکردم تکان بخورم. فقط چشم‌هایم را گرد کردم و به این مهمانِ بی‌اجازه لبخند زدم. انگار یک بوسه‌ی کوچک و بال‌دار بود که از طرفِ زندگی برایم فرستاده شده بود.

گاهی، زیباترین پیام‌های دنیا را، ظریف‌ترین موجودات به ما می‌دهند. پیامشان هم ساده است: “بایست و زیبایی را ببین.”

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا