Uncategorized

Uncategorized

مهمانِ نوکِ انگشت

دفترچه عزیزم، امروز دنیا داشت با سرعتِ نور می‌گذشت. همه‌چیز عجله داشت. آدم‌ها، ماشین‌ها، حتی فکرها… درست وسطِ همین هیاهو،

Uncategorized

جادوی یک روزِ معمولی

دفترچه عزیزم، بعضی روزها، آدم دلش نمی‌خواهد منتظرِ اتفاقِ خاصی بماند. دلش می‌خواهد خودش جادوگر باشد. امروز از همان روزها

Uncategorized

غرق در نُت‌ها

دفترچه عزیزم، بعضی روزها، آدم دلش نمی‌خواهد صدای دنیا را بشنود. دلش می‌خواهد صدای خودش را بشنود، آن هم با

Uncategorized

آب دادن به امید

دفترچه عزیزم، بعضی روزها، آدم نباید کارهای بزرگ بکند. باید بایستد و به چیزهای کوچک “آب” بدهد. امروز از همان

Uncategorized

گُم شده در میانِ خطوط

دفترچه عزیزم، بعضی وقت‌ها بهترین سفر، سفری‌ست که روی همین صندلی، بدون خریدن بلیط انجام می‌شود. امروز از همان روزها

Uncategorized

توقف

دفترچه عزیزم، امروز، بهترین حالتِ ممکن، همین بود. نه که لزوماً خسته باشی‌ها… (شاید هم باشی!)، اما بیشتر شبیه این

پیمایش به بالا